اگر شیوع این سرطان به اندازه سرطان پستان است، چرا مطالب بیشتری راجع به آن نشنیده ایم؟ یک دلیل ان این است که شاید تشخیص سرطان پروستات مشکل باشد و گزارشهایی که از تشخیص آن داده می شود کمتر از میزان واقعی ان است. عامل دیگر این است که تا همین اواخر مردان مشهوری که مبتلا به سرطان پروستات می شدند از حضور در مجامع عمومی امتناع می کردند. اما «کورنیلوس ریان» نویسنده کتابهای پرفروشی همانند پلی در دور دست کتابی در مورد تجربیات شخصی خود راجع به سرطان پروستات نوشت. قابل ذکر است که این کتاب نبرد خصوصی نامیده شد. (این کتاب بعداز مرگ نویسنده منتشر شد)

بدون تردید به خاطر دارید که راجع به سرطان پستان هم چندان صحبت نمی شد. تا وقتی که اطرافیان بتی فورد همسر رئیس جهمور سابق آمریکا آشکارا شروع به صحبت در مورد تشخیص و درمان آن در خود کردند.

این پنهان کاری برای مردان گرتن تمام می شود. گرچه پولی که برای تحقیق صرف می شود همیشه نتیجه بخش نیست. جالب است که در بودجه 1993 : مؤسسه ملی سرطان در مقایسه با 197 میلیون دلاری که برای سرطان پستان بودجه گذاشت، 37 میلیون دلار برای پژوهش در مورد سرطان پروستات صرف کرد.

یک لحظه تأمل کنید، آیا شخص معروفی نبود که با وجود بیماری سرطان پروستات در مجامع عمومی حضور می یافت ؟

این مسئله حقیقت داردکه اخیراً سرطان پروستات با تیتر درشت در بالای صفحات روزنامه ظاهر شده است. شما احتمالاً به رهبر اقلیت سنا باب دول که راجع به جراحی 1991 خود برای درمان سرطان پروستاتش صحبت کرد، اشاره می کنید. او مردان دیگر را ترغیب به پیگیری این بیماری در خود کرد. مردان برجسته دیگری هم تاکنون اظهار داشته اند که مورد درمان این بیماری قرار گرفته اند و برای برخی از آنان علت مرگ در گواهی فوتشان این مسئله عنوان شده است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: