وقتی من کارم را در یک شرکت معتبر که حقوق خوبی هم داشت رها کردم تا در سال ۱۹۸۶ خودم کاری را شروع کنم، کسی را نداشتم که چیز خوبی درباره این تصمیم به من بگوید.

مادرم به من می گفت که فکر بیکاری من باعث دلشوره و اضطرابش شده است. بهترین دوستم به 9+2-6 احساسی نگرانی 9 اضطراب خود درباره تصمیمم کنار میآمدم بلکه بودم درگیر نگرانی آنها نیز باشم. این را با برادرهایم که کار و تجارت خودشان را بعد از کار کردن برای شرکتهای بزرگ شروع کردند مقایسه کنید. آنها یک چنین پیام های منفی را دریافت نکردند. شاید به این خاطر بود که مردم فکر نمی کنند یک زن بتواند به اندازه یک مرد در کار و تجارت موفقی باشد و یا به این خاطر که آنها فقط معتقدند یک زن باید وقت خود را به مراقبت از دیگران بگذراند. در هر دو مورد نتیجه یکسان است. بسیاری از زنان در مساغلی با حقوق پایین و ناموفقی باقی میمانند زیرا آنها به افرادی گوشی میدهند که از تصور آنها در مورد احتمالات و پیشامدهای اینده حمایت نمی کنند. گزارشی اداره سرشماری امریکا در سال ۲۰۰۱ حاکی از آن است که ۵/۴ میلیون زن در ایالت متحده وجود دارند که صاحبکار خود هستند. آنها ۷/۱ میلیون نفر را استخدام می کنند و در سال ۱۹۹۷ آنها ۸۱۸/۷ بیلیون فیش حقوق صادر کردند. اینها همان زنانی هستند که پول زیاد بدست میاورند و خرج خانواده را میدهند. در طی دهه گذشته یک افزایشی ثابت در تعداد زنانی که کار و تجارت خودشان را شروع کردند وجود داشته است. اما این گزارشی نمی خواهد بگوید که شما باید صاحبکار خود باشید تا ثروتمند شوید. یک زن جوان به من گفت که پدر حسابدار او همیشه به او القاء میکند که پس انداز کند اما لزوما سرمایهگذاری نکند. در نتیجه او پولش را در حساب پس انداز نگه می دارد جایی که در چند سال گذشته کمتر از ۲ درصد سود سالیانه به آن تعلق گرفته است. زن دیگری گزارش داد که او در شغلی که حقوقش پایین بود ماند زیرا شوهرش او را متقاعد کرد که در جای دیگر احتمالا نمی تواند کار بهتری انجام دهد و همچنان زن دیگری که من با او صحبت کردم فاشی کرد که او در مورد چیزهایی که برای خانواده و دوستان خود می بافد. چیزی مطالبه نمی کند زیرا والدینشی به او آموختهاند که پول و دوستی نباید با هم قاطی شوند. در زندگی همه شما افرادی وجود دارند که جواب منفی میدهند. بعضی از انها در حقیقت علاقه بسیاری به شما دارند و سایرین ممکن است به شما حسادت کنند یا تنگ نظر و خود خواه باشند. اگرچه شما خواهان مشارکت و کمک افرادی هستید که ممکن است بتوانند به شما کمک کنند تا از موانع موجود در مسیر برای رسیدن به ثروت دوری کنید اما بطور حتم شما از آنها نمیخواهید که جهت آن مسیر را تعیین کنند.

توصیه های آموزنده

از تحقیقی خود بعنوان یک تاکتیک ناخوشایند استفاده کنید. شما میتوانید افرادی را که جواب منفی می دهند پشت سر خود بگذارید البته اگر از مسیر دلخواه و مورد نظر اطلاع دارید. آگاهی و اطلاع داشتن از مسیر اعتماد به نفسی تان را بیشتر خواهد کرد به این ترتیب شما کمتر تمایل پیدا می کنید که در آغاز مسیر به آنها گوش کنید.

درباره انچه که میخواهید مطمئن باشید، با اصالا نظر کسی را سپریسبیلے۔ به جای پرسیدن از دوستان یا اعضاء خانواده در مورد اینکه آیا کاری که شما قصد دارید انجام دهید فکر خوبی است یا نه از تجربیات انها در رابطه با این مسیر سؤال کنید. برای مثالی "من در فکر سرمایه گذاری روی املاک هستم. آیا شما تا به حالی چنین سرمایه گذاری کردهاید؟ اگر بله، نتایج شما چه بوده است؟ این کار افراد تحصیلی نکرده و بیتجربه را از خالی کردن نظرات بی اساسی خود روی شما باز می دارد."

اطراف خود را با افرادی که جواب مشابت میدهند پرکنید. افراد مثبت، خوشی بین، واقع بین و معقولی را در زندگی خود شناسایی کنید و آنها را مرکز شورای خود قرار دهید. هر زنی نیاز به یک گروه دلگرم کننده دارد (مردان از قبل ان را دارند - مادران و همسرانشان). از این افراد بپرسید که آیا شما میتوانید از آنها بعنوان مشاور استفاده کنید.

بچه را با آب داخلی وان حمام بیرون نگذارید. اوقاتی وجود دارد که افراد مثبت در حقیقت چیزی باارزشی برای اضافه کردن به مرحله تصمیم گیری دارند. بنابراین کمک افراد منفی (کسانی که جواب رد و منفی میدهند) را کاملاً کنار نگذارید - فقط آن را با یک ذره نمک استفاده کنید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: