ورزش منظم و مداوم چنانچه به درستی انجام شود و با بیماری فرد در تضاد نباشد، به طور مؤثر از آثار زیان بخشی استرس پیشگیری می کند. از نظر )( فیزیولوژیکی، دو نوع انقباض عضلانی وجود دارد:

انقباضی ایزومتریک، که در آن، انقباض عضله هیچ نوع حرکت در مکان ایجاد نمی کند، بلکه موجب افزایش کشش عضلات و سفتی آنها می شود (مانند وزنه برداری).

این نوع ورزشی ها فشار خون را بالا می برند و حجم کار قلب را افزایش می دهند و به همین دلیلی برای کنترل استرسی توصیه نمی شوند. نوع دوم، انقباض عضلانی ایزوتونیک است که موجب تحریک مکانی قسمت هایی از بدن می شود و هیچ نوع افزایش بیش از حد در میزان کشیدگی و سفتی گروه های عضلانی ایجاد نمی کند. اکثر حرکات عادی بدن از این نوع هستند، از جمله دویدن و شنا کردن که آثار مفیدی برای بدن دارند. اگر تمرینات ورزشی به طور مرتب، برای هفته ها یا ماه ها انجام شوند به تدریج تغییرات فیزیولوژیک قابل توجهی را در بدن به وجود میآورند و سردردهای عصبی، خستگی، ناتوانی های فکری، تحریک پذیری و افسردگی را بهبود می بخشند.

سوء تغذیه موجب کاهش وزن، عقب ماندگی رشد، خستگی، اضطراب و به تدریج، تحریک پذیری و حساسیت فزاینده نسبت به صداها و سایر عوامل استرس زا و محرک می شود و توانایی مواجهه با استرس را کاهش می دهد.

داشتن یک برنامه ی غذایی حاوی کالری و پروتئین کافی، به ویژه برای افرادی که می خواهند با استرس مقابله کنند توصیه می شود. برنامه ی غذایی باید شامل مقادیر کافی ویتامین، به ویژه ویتامین های گروه B باشد. به طور کلی، اهداف غذایی بر اساس 3 اصل زیر پایه گذاری شده اند:

1 - کاهش مصرف چربی، نمک و قند

2 - افزایش مصرف میوه، سبزیجات و حبوبات

3 - محدودیت در مصرف گوشت قرمز و جایگزینی آن با گوشت سفید( مثل مرغ و ماهی).

باید به منظور افزایش دادن پاسخ های رفتاری و روانی به استرس از خانواده، دوستان و همکاران فرد استفاده کرد و از آن ها خواست فرد را تحت حمایت روانی قرار دهند، مثلا از وی دیدار کنند و یا وی را در اجتماعات و گروه های همیاری بپذیرند. به ویژه در مواردی که استرس در اثر کناره گیری از جامعه ایجاد شده باشد این روش بسیار موثر است.

مداخله در بحران، روش مهمی برای کمک به حل مشکلات فوری ناشی از استرس است بحران به معنی اختلالی درونی است که در اثر یک حادثه ی استرس زای ناگوار در شخص پدید می آید و روش معمول فرد برای سازگار شدن غیر موثر است و در مقابل، ترس و اضطراب افزایش می یابد. چنان چه واکنش های فوری برای رهاندن شخصی از ناراحتی و باز گرداندن او به حالت تعادل پیش از بحران انجام شوند بحران کنترل می شود و نیز شخصی یاد می گیرد که در آینده چگونه در برابر استرسی واکنشی مناسب نشان دهد. افراد در حالت بحران، بسیار هیجان زده و مضطرب هستند و ممکن است علایم بسیاری مانند احساسی درماندگی، اضطراب، گیجی، افسردگی، عصبانیت، علایم روان تنی، بی کفایتی، ناامیدی، افکار خودکشی و احساسی بیزاری از دیگران بروز کنند. بحران ها را به انواع بحران رشدی (بحران ناشی از سن بلوغ)، بحران موقعیتی (مثل بحران از دست دادن شغلی، طلاق، مشاجرههای خانوادگی)، بحران اکتسابی (اجتماعی)، (مانند آتش سوزی، گروگان گیری و حوادث و بلایای طبیعی مثل سیلی و زلزله) تقسیم می کنند. درک فرد از واقعه، حمایت های موقعیتی و مکانیسمهای سازشی (مثل گریه کردن، عصبانی شدن، ناسزا گفتن، فکر کردن)، عوامل متعادل کنندہی بحران مراحل مختلف مداخله در بحران که به عنوان پیشگیری ثانویه برگرداندن بیمار به سطح عملکرد قبل از بحران صورت می گیرد عبارتند از: بررسی (برقراری ارتباط درمانی با بیمار و بررسی ماهیت بحران و اثر آن بر روی وی و بررسی درک بیمار از حادثه، سیستم های جانبی و مکانیسمهای سازشی و حوادث تسریع کننده و تصمیم گیری درباره ی اینکه آیا درمان به طور سرپایی باید انجام شود یا به شکلی بستری کردن بیمار)؛ تشخیصی: برنامه ریزی (هدف این مرحله، کاهش اضطراب بیمار با استفاده از ایجاد یا تقویت حمایت ها است)؛ مداخله ها (شامل تدابیر محیطی و حمایت های عمومی و فردی): ارزشیابی (تعیین میزان تأثیر راه حلی های مورد استفاده از این که بیماری می تواند .خطرات آتی اجتناب و یا با آنها مدارا کند؟).

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: