خانواده همسرتان میگویند: «ما می خواهیم سرویسی کامل قطار را برای بچه ها بخریم. به پدر و مادرت بگو چیز دیگری بخرند».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما میدانید که پدر و مادر تان قصد داشتند به عنوان هدیه برای بچه ها قطار بخرند. این رقابتی است میان خانواده همسر و والدین شما و بچه ها در وسط این رقابت قرار دارند. هر کدام از رقبا سعی می کنند تا با جلب توجه بچه ها بیشتر از دیگری بدرخشد. تا وقتی که شرایط از کنترلتان خارج نشده است اوضاع را در دست بگیرید.

پاسخ: «نه، پدر و مادرم میخواهند این هدیه را برایشان بخرند. دیگر لازم نیست شما زحمت بکشید».

هشدار: اگر خانوادہ شما و همسرتان قصد دارند یکدیگر را شکست دهند، مثل داور یک مسابقه عمل کنید و مواظب باشید که طرفین مسابقه از اصول و قوانین بازی به خوبی پیروی کنند.

عصرانه با هم باشیم؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: وقتی بچه ها کوچکتر بودند، عصرانه یکشنبه ها با خانواده همسرتان لذت بخش بود و باعث میشد بچه های فامیل همدیگر را دیده و با هم سرگرم باشند. اما حالا بچه ها برنامه هایی برای خود دارند، باید درس بخوانند و به دیگر فعالیتهایشان رسیدگی کنند و خانواده همسرتان اگر در یکی از این برنامه ها شرکت نکنید ناراحت خواهند شد. خسته شده اید .3 بعضر که برایشان توضیح دادید بچه هایتان درسی دارند و سرتان شلوغ است. کم کم از تشریفات جمعه ها خسته شده و از آن نفرت پیدا کرده اید.

پاسخ: «عصرانه فوق العاده است، ما هم از آن لذت می بریم اما هر جمعه شرکت کردن در چنین مراسمی برایمان امکان پذیر نیست چون بچه ها بزرگتر شده اند. (شما با این حرف پیامتان را به صورت کاملاً مستقیم به خانواده همسرتان رسانده اید)

هشدار: وقتی چیزی بیش از آنکه خوشایند باشد برایتان عذاب آور می شود، زمان آن است که همه چیز را متوقف کنید.

پدر همسرتان میپرسد: «فکر نمیکنی «میشل» باید وقت بیشتری را صرف پیدا کردن کار کند»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: میشل خواهرشوهرتان است و شما اصلاً نمیخواهید خود را در دعوای خانوادگی دخالت دهید. اگر با آنچه که او میگوید موافقت کنید، خود را در دردسر انداخته اید.

پاسخ: «نظری ندارم».

هشدار: خانواده همسرتان میخواهند از طریق شما حرف هایشان را به دخترشان انتقال دهند که این کار باعث عصبانیت او خواهد شد. مواظب باشید.

پدر و مادرم امسال دو هفته پیش ما می مانند. از نظر تو که اشکالی ندارد؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: یک هفته مهمان داشتن تقریباً منطقی است اما دو هفته زندگی با خانواده همسر هر چقدر هم که آنها را دوست داشته باشید می تواند عذاب آور باشد علاوه بر اینکه باید غذایشان همیشه آماده باشد و وقتی خسته از کار به خانه می آیید تا دیر وقت با آنها همراه باشید. واقعیت این است: شما با خانواده خودتان راحت تر از خانواده همسرتان هستید.

پاسخ: دیوانه شده ای؟ نباید آنقدر طولانی باشد و بله برای من مشکل بزرگی است.

هشدار: آنجا خانه شما هم هست و شما هم این حق را دارید که تصمیم بگیرید چه کسی را دعوت کرده و با چه کسی رفت و آمد کنید.

مادرم دوست دارد عید را با او بگذارنیم. بلیط هواپیما را تهیه می کنی؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما هر سال عید را با خانواده او می گذرانید. اما خسته از مسافرت های عید با ترافیک زیاد همراه با بچه های شیطانتان هستید. ماندن در خانه و جشن گرفتن تعطیلات عید با دوستانتان را بیشتر ترجیح میدهید.

پاسخ: «بیا امسال خانه بمانیم. پدر و مادرت را دعوت کن بیایند پیش ما».

هشدار: برای تصمیم گیری آنقدر بی اراده و سست نباشید. آزادانه تصمیم بگیرید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: