کارها تقریبا تمام شده - فقط چهار جعبه مانده است. بیا اول انها را باز کنیم بعد استراحت کن».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: دو روز است که درگیر اسباب کشی هستید و کمردرد شدیدی دارید، پاهایتان ورم کرده، دستهایتان درد می کند و گرسنه اید. اگر کمی استراحت نکنید و چیزی نخورید، احساس می کنید درحالی بیهوشی شدن هستید.

پاسخ: «همین حالا میخواهم استراحت کنم».

هشدار: جمله «من کار خودم را می کنم». نشان میدهد که شما به دنبال اجازه گرفتن نیستید. با اجازه نگرفتن از دیگران مجبور نیستید برای کارهایی که می خواهید انجام دهید توضیحی داشته باشید.

«به «بندیت» غذا می دهی»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: همینکه هر شب به تمام اعضای خانواده غذا می دهید کافی نیست؟ غذا دادن به سگی که همیشه گرسنه است دیگر تقاضای بزرگی است.

پاسخ: «نه، وقت ندارم».

هشدار: با اینکه این درخواست کوچکی است و چند دقیقه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما به محض اینکه یک بار این کار را انجام دهید بعد از آن تمیز کردن آکواریوم و خالی کردن سطل آشغال هر شب هم به شما واگذار می شود.

عزیزم، شلوار گلفم را اتو می کنی؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما همسر اویید یا مادر از خود گذشته ای هستید که با اینکه به گلف علاقه ای ندارید اجازه می دهید شوهرتان هر زمان که بخواهد با دوستانش برای بازی گلف برود. او بیشتر تعطیلات آخر هفته را مشغول بازی است و شما را با کلی کار و مسئولیت بچهها تنها می گذارد. اینکه او از شما میخواهد که شلوار گلفش را اتو کنید مثل نمک پاشیدن روی زخم است. بهتر است به او اتو کردن را یاد دهید.

پاسخ: «اتو کردن شلوار تو ربطی به من ندارد»

هشدار: مهم نیست چقدر به همسرتان عشق می ورزید، اما مجبور نیستید در نقش مادر و خدمتکار او ظاهر شوید.

«شوهر سابقتان از شما می خواهد تا به مادرش تلفن زده و در مورد مشکلاتی که دارد با او صحبت کنید. او میگوید: «تو بیشتر از هر کس دیگری به او نزدیک هستی، ممکن است کمی او را نصیحت کنی»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: داشتن رابطه دوستانه با کسی که قبلاً همسرتان بوده است ستودنی است. شما به مادر او علاقه دارید اما دیگر در زندگی آنها نیستید. دلتان برای مادرشوهرتان تنگ شده است اما صحبت کردن با او باعث می شود به یاد خاطرات تلخ جدایی با شوهرتان بیفتید.

پاسخ: «نمی توانم. صحبت کردن با مادرت باعث یادآوری خاطرات بسیاری می شود. امیدوارم این را درک کنی».

هشدار: وقتی خاطراتتان دردناک است. زمان آن فرا رسیده که بعضی از ارتباطات را قطع کنید به خصوص ارتباط با همسر سابقتان را.

ممکن است سر راهت شام بگیری؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: کسی که با او زندگی می کنید توقعات زیادی دارد. شما باید پانزده دقیقه راهتان را دورتر کنید تا شام بگیرید در صورتی که او دقیقاً نزدیک به فروشگاه است.

پاسخ: «نه، امشب تو باید شام بگیری. هر چیز دیگری بخواهی می توانم بگیرم». یا «خودت میدانی من چه می خورم» یا «همان چیزی را که همیشه می خورم بگیر».

هشدار: توانایی شریک زندگیتان را با انجام دادن کارهای خانه تخمین نزنید. و حتی لحظهای تصور نکنید که او قادر به انجام کاری نیست. اگر سلیقه او را قبول ندارید، لیستی به او داده و از زحمات او تشکر کنید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: