زیر سوال بردن معیار دو گانه

این فن که قبلاً (در فصل نهم) به آن اشاره کردم برای مبارزه با درجه بندی خود، بسیار مفید است. اگر دائما خودتان را تحقیر می کنید یا اگر خودتان را به خاطر فلان عمل تحقیر می کنید، به یک نفر که برای شما مهم است (برای مثال به همسر، فرزند یا دوست تان) فکر کنید. سپس ببینید آیا آنها را نیز تحقیر می کنید. به احتمال زیاد این کار را نمی کنید. وقتی فهمیدید معیار دو گانه ای دارید، کنار گذاشتن درجه بندی خود آسان تر خواهد شد.

همچنین می توانید جلوتر بروید و با یک نفر در مورد این که چطور می توانید خودتان را تحقیر نکنید، حرف بزنید - و در واقع باورهایی را که مایه تحقیر خود دارند، زیر سوال ببرید.

چارچوب بندی مجدد

از چارچوب بندی مجدد، علاوه برفاجعه سازی درباره درجه بندی خود هم می توانید استفاه کنید. در این فن، خودتان را از منظر دیگری می بینید. برای مثال به جای آن که خودتان را «آدم احمقی» ببینید، خودتان را «آدمی می بینید که گاهی اوقات اعمال احمقانه ای انجام می دهد.» این کار را در مورد سایر برچسب هایی که به خودتان می زنید مثل «بد»، «خود خواه»، «بی مصرف»، «ضعیف» و غیره انجام بدهید.

مراقب باشید از ان سر نیفتید و برچسب های مثبت مطلق به خودتان نزنید. گیر افتادن در چنین دامی خیلی دور نیست. درجه بندی مثبت خود به اندازه درجه بندی منفی خود، غیر منطقی است : اگر می توانید «کاملاً خوب» باشید، پس می توانید «کاملاً بد» هم باشید. ولی هر دو بی معنی هستند چون انسان ها چیز خاصی نیستند - بلکه ترکیبی از خصوصیات و گرایش ها هستند.

پروراندن باورهای جدید

شما وقتی می توانید باور خودناکام کن را کنار بگذارید که باور معقولی در اختیار داشته باشید. بنابراین بعد از یافتن و زیر سوال بردن باور نامعقول قبلی، بهتر است باور جدید کارآمدی را که منطقی است، با واقعیت همخوانی دارد و پیامدهای مفیدی دارد، جایگزین آن کنید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: