شما وقتی می توانید عمل و احساس تان را تغییر بدهید که معتقدند باشید عمدتاً خودتان مولد هیجانات و رفتارهای تان هستید، هر چند همیشه بر رویدادهای بیرونی و شرایط چکاننده واکنش های خود کنترل ندارید. این نوع مسئولیت پذیری منوط به این است که بر موانع متداول غلبه کنید.

شما با استدلال هیجانی خودتان را متقاعد می کنید که چون رویدادها و شرایط بیرونی، چکاننده اضطراب شما هستند، پس رویدادها و شرایط بیرونی علت اصلی اضطراب تان هستند. در این مواقع به خودتان تذکر بدهید علت اضطراب من افکارم است.

مضطرب ماندن می تواند منافع ثانویه و پاداش هایی داشته باشد. بنابراین دنبال این منافع ثانویه و پاداش هایی داشته باشد. بنابراین دنبال این منافع ثانویه یا پاداش ها بگردید و جلوی آنها را بگیرید. پاداش ها یا منافع ثانویه به متداول عبارتند از :

* سلب مسئولیت. آیا با مضطرب ماندن، انتظارات و توقعات دیگران را کم می کنید ؟

* وابستگی. آیا با مضطرب بودن و «درماندگی» خود، دیگران را وا می دارید برای شما کارهایی انجام بدهند ؟

* خطر نکردن. آیا اضطراب دستاویزی می شود تا کارهایی را که نتیجه آنها قابل پیش بینی نیست، نکنید؟

* توجیه. آیا اضطراب دستاویزی می شود تا مصرف بیش ازحد الکل، دارو، پرخوری و زیاد سیگار کشیدن را توجیه کنید ؟

* مزایای ویژه. آیا با اضطراب خود، دیگران را وا می دارید با شما به نحو خاصی رفتار کنند؛ برای مثال به شما مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی ندهند ؟

* قربانی بودن. آیا برای ان که مسئولیت زندگی خود را نپذیرید، شرایط و دیگران، برای مثال دوستان یا درمانگران خود را سرزنش می کنید ؟ آیا از این می ترسید که اگر بخواهید بر اضطراب تان غلبه کنید، باید از «قربانی» فرض کردن خود صرف نظر کنید.

برای آن که مشکلات مرتبط با منافع ثانویه رفع کنید، سعی کنید نقش قربانی رابازی نکنید. نقاط قوت و ضعف منافع ثانویه را بررسی کنید در این مورد می توانید از فن محاسبه سودها در فصل نهم کمک بگیرید. و بالاخره به اطرافیان خود، لزوم رعایت حد و مرزها را تذکر بدهید و از آنها بخ واهید خودشان را وسط نیندازند و سعی نکنند شما را «نجات بدهند».

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: