تفکر فعلی

باورهایی شبیه باورهای فوق به افکاری منتهی می شوند که اضطراب پس از ضربه ایجاد می کنند. برخی دیگر از این باورها عبارتند از :

* افکارمرتبط با احساس گناه؛ «باید جلوی آن را بگیرم. اگر نتوانم جلوی آن را بگیرمف آد بد / ضعیف / و ... هستم» یا «وقتی بقیه مردند من نباید زنده می ماندم».

* توقع در ارتباط با واکنش دیگران؛ «باید مرا درک کنند و از من حمایت کنند.» این توقعات موجب عصبانی شدن شما، دوری گزیدن شما از دیگران و واداشتن دیگران به حمایت نکردن ازشما می شوند.

* توقع در ارتباط با این که چه کسی مسئول وقایع است؛ این باور که «مردم نباید چنین کارهایی انجام بدهند» باعث می شود از مردم شیطان بسازید (و بگویید «آنها بد هستند») یا تعمیم افراطی بدهید (برای مثال بگویید «همه بد و غیر قابل اعتماد هستند.»)

* فاجعه ساختن از هر چیزی که رویداد نا خوشایند را یاد آوری می کند؛ اشیاء و رویدادهای فعلی می توانند شما را به یاد تجربه یا واقعه تلخ و دردناک بیندازند. اما پاسخ های شما شرطی نمی شوند زیرا واکنش شما به نظرتان درباره چکاننده ها ستگی دارد شما با افتضاح سازی («این تجدید خاطرات یا خواب های بد، وحشتناک هستند»)، نمی توانم تحملش کنم («وقتی به یاد این ماجرا می افتم، احساسات غیر قابل تحملی در من ایجاد می شود») و توقع («من نباید این احساسات را داشته باشم») به هر چیزی که شما را به یادتجربه های تلخ می اندازند، واکنش افراطی نشان می دهید.

* مشکلات ثانوی . اگر اضطراب پس از ض ربه فاجعه بسازید یا خودتان را به خاطر مهار نکردن آن تحقیر کنید (برای مثال اگر به خودتان بگویید «من ضعیف / احمق / بیچاره هستم») مشکل شما ادامه می یابد.

سه «راه حل» ضربه ها و تجربه های دردناک گاهی اوقات با باورهای عمیق ماهمخوانی ندارند. اگردر مورد عدالت و آسیب ناپذیری، باوره ای جزمی و مطلق داشته باشید، تحمل تجربه های منفی سخت می شود. در نتیجه افکار مرتبط با ضربه ها یکسره به ذهن شما خطور کرده و شما را ناراحت خواهند کرد. اشخاص برای حل تعارض میان باور و واقعیت، سه راه دارند. این سه راه عبارتند از : جذب، انطباق شدید و انطباق

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: