ورم عضله مژگانی (قسمتی که زجاجیه را احاطه کرده است) را سیکلیت می نامند. این ناراحتی اکثراً در هنگامی که چشم مبتلا به آب سبز، ورم مشیمیه می شود، ظاهر می گردد. شناخت و درمان آن : به قسمت مربوط به آب سبز، ورم عنبیه و ورم مشیمیه مراجعه کنید.

دالتونیسم و گوررنگی (دیسکرو ماتوپسی و اکروما توپسی)

دیسکروماتوپسی به یک ناراحتی مربوط به دید رنگها گفته می شود که به چند نوع قابل تقسیم است و از میان انواع آن، ما به ذکر چند نوع زیر اکتفا می کنیم :

- دالتونیسم (که هنوز هم به غلط کوررنگی قرمز نامیده می شود) - ناراحتی نوع بالفور - اکروماتوپسی (از بین رفتن درک هرنوع رنگ) که بسیار کمیاب است.

در اکثر موارد تصور می شود که این ناراحتی دائمی و غیرقابل درمان است. اما واقعیت چیز دیگری است و می توان نتایج باور نکردنی را با امکانات ساده به دست آورد.

از نظر متخصصان بهداشت : کوررنگی در غالب موارد موروئی است. اما در بعضی موارد اکتسابی نیز می باشد. همچنین مواردی مشاهده شده که به علت تحریک بیش از حد موقت شبکیه مخصوصاً به وسیله رنگهای درخشان، آنرا به صورت موقت فلج کرده است. در این شرایط تشخیص رنگها معمولاًٌ پس از رنگها معمولاً پس از استراحت چشم و خصوصاً با انجام تمرین پالمینگ ( 35) پس از چند دقیقه دوباره ایجاد گردیده است.

نوع اکتسابی آن می تواند در رابطه بازردی یا جذب بعضی داروها (به عنوان مثال سانتونین، و تهوع آورها) باشد. این نوع بیماری در اکثر اوقات موقتی بوده و دید چشم پس از دفع سموم بدن دوباره ترمیم می شود. آسیبهایی که به وسیله دخانیات در این زمینه ایجاد می شود، جدیتر بوده و از علائم مسمومیت به وسیله نیکوتین: از دست دادن حساسیت درک رنگ قرمز و سبز در لکه زرد (البته نه برای دید قسمتهای اطراف آن) می باشد. به همین دلیل بعضی افراد می توانند رنگها را با پلک زدن ببینند که با ایجاد فاصله قادر به دیدن آنها نمی باشند. این مسئله خصوصاً در رابطه با رنگ قرمز و سبز صادق است.

درمانهای بهداشتی : مرحله اول : دفع سموم انباشته شده در بدن به وسیله روزه یا رژیم غذایی خام و استراحت . و سپس به کارگیری اصول تغذیه سالم و به موازات آن رعایت بهداشت در زندگی .

تمرینهایی برای بهبود دیدرنگها : تجربه نشان داده است که شبکیه هایی که از دیدن رنگها محرومند می توانند دیدن آنها را یاد بگیرند. البته در صورتی که بقیه قسمتهای چشم عادی باشند. این آموزش در صورتی امکان پذیر است که روان و اعصاب و چشمها در آرامش به سر برده و شخص به تعیین تاریک یا روشن بودن اجسام اکتفا نکند. حساسیت به رنگها را می توان از راههای آموزش نقاط پایانی سلولهای عصبی شبکیه به دست آورد. آنها باید به رنگها با طول موجهای مختلف واکنش نشان دهند.

فقط تعداد کمی از افراد که دید چشمشان از سایر جهات طبیعی است، واقعا نسبت به رنگها کور هستند. این افراد همه چیز را سیاه، سفید یا خاکستری می بینند. در اکثر اوقات کوررنگی به علت بی توجهی، عدم تمرکز به مقدار کافی، بد تغییر دادن بعضی از رنگها و به ویژه رنگهای قرمزف سبز، و قهوه ای به وجود می آید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: