عوامل عصبی و عاطفی در کلیه بیماری های انسان نقش ایفا می نمایند. تاثیر نگرانی در شدیدتر کردن درد کوچکی مثل کبودی یا درد دندان به همان خوبی شناخته شده است که اثر نگرانی های فردی بر روی علایم آسم و سرطان معده مورد شناسایی قرار گرفته است.

برعکس چنانچه شما به بیماری جسمانی همچون برونشیت، توده پستانی، شکستگی پا و یا بیماری پارکینسون مبتلا باشید، جای تعجب ندارد که اندکی اضطراب، نگرانی و حتی افسردگی در مورد آن وجودتان را فراگیرد.

آشکارترین عارضه روانی همراه با بیماری پارکینسون، اضطراب و یا افسردگی ناشی از نشانه های بیماری و ناتوانی هایی است که بر اثر آن ایجاد می شود. لرزش و حرکات کند و دشوار نیز منشا ناراحتی و رنج در اجتماع هستند.

تأثیرات عاطفی

احساس وابستگی به دیگران، باعث بروز اضطراب و افسردگی در مبتلایان به بیماری پارکینسون می شود.

همچنین طرز راه رفتن، سکندری خوردن و افتادن های غیر طبیعی، دشواری صحبت و صدای ناواضح نیز مبتلایان را ناراحت و سراسیمه می نماید. در مراحل نهایی و پس از چندین سال، معلولیت جسمانی تشدید شده و بسیاری از فعالیت ها را محدود می نماید. پس جای تعجب نیست که بیماران ناامید و افسرده می شوند که بخصوص به دلیل وابستگی به سایرین می باشد. ترس از ناتوانی های آینده نیز بر نگرانی های آنان می افزاید.

افسردگی

افسردگی در حدود یک سوم مبتلایان به بیماری پارکینسون را در مقطعی از بیماری آنان مبتلا می سازد. در اینجا منظور از افسردگی، آن دسته از علایمی هستند که بی تناسب با عامل ایجاد کننده بیماری به وجود می آیند و با علایمی که شدت آنها به حدی است که بیمار نمی تواند با آنها مقابله کند و بر آنها چیره شود. وقتی هیچ گونه استرس واضح، اضطراب و یا ناتوانی فیزیکی وجود نداشته باشد تا افسردگی را توجیه کند، افسردگی می تواند به صورت غیر منتظره بروز کند. این نوع افسردگی را افسردگی اندروژن می گویند. جالب است بدانیم که میزان بروز این افسردگی در مبتلایان به بیماری پارکینسون حتی قبل از این که علایم فیزیکی پارکینسون پدیدار شود، بیش از افراد عادی است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: