منظور از بهداشت طبیعی چیست؟

بهداشت طبیعی ، اولین باری که این لغت را شنیدم پیش خود فکر کردم: به! من که می دانم یعنی چه! یعنی دندان هایمان را مسواک بزنیم و مطمئن باشیم که پشت گوش هایمان را خوب شسته ایم. خیلی از مردم هم وقتی این کلمه را می شنوند همین فکر را می کنند. در واقع بهداشت طبیعی قابل توجه ترین حرکت به سوی مراقبت و محافظت از بدن انسان است. اولین بار که آن را شنیدم به صورت سالم ترین و سرزنده ترین آدمی زل زده بودم که در عمرم دیده بودم. با نگاه اول فهمیدم که او می داند چطور باید از بدنش محافظت کند. همان طور که به چشم های شفاف، پوست صاف ، رفتار متین و بدن بسیار متناسبش چشم دوخته بودم اشخاص دیگری که شغلشان در ارتباط با بهداشت و سلامت است را در نظرم مجسم می کردم، آنهایی که من منتظر شنیدن پیامی از طرفشان بودم. آنهایی که اصلا از ظاهر بدنی خوب و مطلوبی برخوردار نبودند.

ظاهر او بر تمام آنها سایه انداخته بود. وقتی من را دید گفت: می دانی، تو خودت سعی کرده ای خودت را بکشی ولی هنوز نمرده ای. خوب، من مثل درخت کریسمس روشن و خاموش شدم و صورتم گل انداخت. این جمله مقدمه ای به بهداشت طبیعی بود و شروع یک دوستی صمیمی و خوب. در عرض 1 ساعت جنسن (بنابر درخواست خودش از اسم مستعار استفاده می کنیم.) با دقت و به گونه ای قابل فهم برایم توضیح داد که چرا چاقم و چرا باید چنین دست و پایی برای وزن کم کردن بزنم از شرش خلاص شوم. در مقابل بیانات او به طور مشهودی لال شده بودم. داشت می گفت که چطور بدنی سالم پیدا کنم، بدنی که باعث افتخارم باشد. با چنان شادی و شعفی و آرامشی تمام حرف هایش را فرا گرفتم که تا به حال تجربه اش نکرده بودم. می خواهم اطلاعاتی که او به من داد و یافته های خودم در طی سال های بعد از آن را در اختیارتان بگذارم.

طی سه سال و نیم مطالعه و تحقیق به همراه جنسن گنجینه ای پیدا کردم. راستی که تجربه چشم و گوش باز کنی است! نه تنها روزانه از دانسته ها و علمش بهره مند می شدم بلکه همه چیز را در مورد بهداشت طبیعی می توانستم بخوانم و فرا بگیرم. بعد فهمیدم که مطالعه، عمل و تعلیم بهداشت طبیعی تنها کار زندگیم شده است. بعد از این که سانتا باربارا را ترک کردم، طی 10 سال بعد از آن مشتاقانه درس بهداشت طبیعی خواندم. چندین سال به طور خصوصی به مردم می گفتم که چطور شرایط و مقررات بهداشت طبیعی را به عنوان یک روش در زندگی پیشه خود کنند. البته هنوز هم این کار را می کنم. در سال 1981 برنامه سمیناری را به نام روش دایموند طرح ریزی کردم. از آن به بعد تا به حال برای هزاران نفر حرف می زنم. صدها نامه پرشور و شعف از مردمی که قدم در این راه گذاشته اند دریافت کرده ام که همه آنها حاکی بر موثر بودن این روش غذا خوردن است کمی بعد از آن در سال 1983 دکترای علوم تغذیه را از دانشکده علوم بهداشت و سلامت امریکا در اویستین تگزاس دریافت کردم. تنها موسسه ای در امریکا است که این درجه علمی را در رشته بهداشت طبیعی اهدا می کند. 1 ماه بعد از این که با بهداشت طبیعی آشنا شدم آن 25 کیلویی که مدت ها بود عذابم می داد را کم کردم. این ماجرا مربوط به سال 1970 است و تا امروز حتی 1 کیلویش هم سر جایش برنگشته است و من همچنان عاشق خوردنم

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
: امتیاز : 1 تعداد رای : 0
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: