راههای پیشگیری از انحرافات اجتماعی در دوران بلوغ

دوران بلوغ یکی از مهمترین دورانهای زندگی است. در این دوره بزرگترین تغییرات فیزیولوژیکی و روانی در فرد ایجاد می شود و از نظر بهداشت روانی ، شناخت این تحولات و تغییرات در رفتار و کردار نوجوانان، بسیار حائز اهمیت است. روان شناسان، آموزش بهداشت روانی و آماده ساختن نوجوانان و والدین آنان را در این دوره مورد تأکید فراوان قرار داده اند.

در این مرحله از زندگی والدین وظیفه سنگینی برعهده دارند، زیرا نوجوان ممکن است در نتیجه احساس کناره گیری، خیالبافی و احساس تنهایی به اعمالی دست زند که عواقب خطرناک و جدی تری را به دنبال داشته باشد. باید نوجوانان را در این دوره در مورد دگرگونی های جسمانی و چگونگی کارغدد مترسحه داخلی، چگونگی رشد عاطفی، اجتماعی و اخلاقی راهنمایی کرد. اغلب والدین در این مرحله رفتار دوگانه ای با فرزند خویش دارند؛ گاهی به او می گویند : «تو دیگه بزرگ شده ای، باید فلان کار را خودت انجام دهی،» و زمانی دیگر می گویند: «تو هنوز عقلت نمی رسد و به سنی نرسیده ای که این کار را انجام دهی.» غالباً در چنین موقعیت هایی نوجوان نمی تواند تشخیص دهد که چه باید بکند و این امر سبب ایجاد تضاد و کشمکش در او می گردد.

پدران، مادران و مربیان باید بتوانند رفتار دوستانه ای با نوجوانان در پیش گیرند و او را در جریان تصمیم گیری های مربوط به خود قرار دهند تا استقلال شخصیت وی را تثبیت کنند.

عدم توجه و بی علاقگی نسبت به درک نیازهای روحی نوجوان ممکن است وی را به بسیاری از تبهکاریها گرفتار سازد. از این رو کلیه کسانی که با نوجوانان در سنین بلوغ سروکار دارند بایستی در تشخیص علل نابسامانیها فعالیت لازم را داشته باشند. باید به نوجوان یاد داد که چگونه با واقعیت ها روبرو شود و با روش معقول و منطقی مسائل را حل کند. غالباً پزشکان وقتی پسر یا دختر نوجوانی را مورد معاینه قرار می دهند صرفاً به سلامت جسمی او توجه می کنند. معلمان و اولیای مدارس نیز به جای توجه به رفتار و عکس العمل های عاطفی و روانی نوجوان، فقط به پیشرفت تحصیلی و نمره و معدل وی نظر دارند؛ در صورتی که توجه به رشد روانی کودکان و نوجوانان از نظر مربیان باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد. برخی از اوقات والدین و اولیای مدارس با شدت عمل و سخت گیری های بی مورد، نوجوانان را عاصی و مجبور به انجام اعمالی می کنند که به صلاح خانواده نبوده، به عکس آنان را به صورت موجوداتی خاطی و پرخاشگر در اجتماع در می آورد.

در دوران بلوغ، به دلیل سرعت فراوان رشد، ناهماهنگی شدیدی میان رشد جسمانی و رشد عاطفی به وجود می آید، زیرا رشد و تکامل عقلی، عاطفی و روانی معمولاً با رشد جسمی هماهنگ و همگام پیش نمی رود و همین امر در پاره ای از موارد موجب بروز مسائل و مشکلات زیادی می شود. بطور مثال وقتی رشد عقلی عقب تر از رشد عاطفی باشد، پدر و مادر ممکن است از فرزند خود توقعات و انتظارات زیاد و در سطح بالایی داشته باشند؛ در صورتی که نوجوان در انجام دادن و ایفای نقش مورد انتظار، خود را ناتوان و قاصر احساس می کند. همین امر ممکن است باعث ایجاد مناقشه جدیدی میان پدر و مادر و فرزندان شود. در غالب نابسامانیهای خانوادگی که منجر به بروز رفتارهای غیرطبیعی در نوجوان می شود، نقش روان شناسان و روان پزشکان بسیار مهم و مؤثر است؛ زیرا قبل از آنکه موضوعات حادتری از قبیل ارجاع نوجوان به پلیس و دادگاه مطرح شود، با مشورت و راهنمایی های لازم می توان پیشگیری های معمول را به عمل آورد.ناگفته نماند که اگر جوانان مصمم به درمان ناراحتیها و سرگشتگی های روانی خود باشند، زودتر از میانسالان و سالمندان به اصلاح خویش موفق می شوند، چه آنها در طول سالیان متمادی روشهای غلط را عملاً به کار بسته و به آنها عادت کرده اندو تغییر عادت بسیار مشکل است؛ در حالی که جوانان که تازه در آستانه زندگی اجتماعی قدم گذارده اند تربیت پذیرترند. راهنمایی و مشاوره و در صورت لزوم چند جلسه روان درمانی می تواند بسیار مؤثر واقع شده، اخلاق و رفتار جوان را دگرگون سازد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: