منظور از استرس یا فشار روانی چیست ؟

اکنون عادت بر این است که مشکلات لاینحل روزمره زندگی را «استرس» بنامند. استرس یعنی فشار روانی که از راه سلسله اعصاب به مراکز مخصوص مغزی منتقل می شود و آن را تحریک می کند، اگر کتاب لغت را باز کنیم، استرس را به معنای زور و فشار نامیده است، یعنی آنچه که سبب ازدیاد فشار و نیروی شدیدتر می شود تا به عکس العمل مخصوصی منتهی گردد، روی این اصل اگر فی المثل عضلات بازوی فردی قدرت برداشت 20کیلو بار را داشته باشد و او را بالاجبار به برداشتن 30 تا 40 کیلو بار واداریم، عضلاتش دچار استرس می شوند و یا جوانی که هنوز به راه پیمایی عادت ندارد و با دو ساعت راه پیمایی احساس خستگی می کند مثلاً مجبور به سه یا چهار ساعت راه پیمایی شود، عضلات پایش دچار استرس می شود.

بنابراین استرس عبارت است از فشار زیادی است که به یکی از انساج بدن وارد می شود و آن را مجبور به عکس العمل می سازد.

آنچه که از راه ارث به آدمی می رسد غیر قابل تغییر است، بنابراین برای آنکه درت دفاعی سلول های هپیوتالاموس و بالنتیجه دفاع در مقابل استرس در شخصی افزون شود باید او را طبق ضوابط روانشناسی تحت تعلیم مخصوص قرار داد تا همانطور که نسوج عضلانی با تعلیم روزانه و ورزش مرتب به تدریج قدرت بیشتری پیدا کنند و در مقابل عوامل مختلف روانی تحت تأثیر واقع نشوند، چه استرس به صورت یک مهمان ناخوانده در بدن شخصی ممکن است به هیچ وجه مورد اعتنا واقع نشود و بدن در مقابل آن عکس العمل نشان ندهد و در بدن دیگری آنقدر مهم و قابل اهمیت باشد، که همه زنگ های خطر را به صدا در آورد و بدن را به عکس العمل شدید وادارد و بالنتیجه، جسم را بیمار و روان را پریشان سازد.

یک خبر بد باعث استرس می شود ولی یک خبر خوب و همچنین اخبار و حوادثی مانند، آَشتی زن و شوهر ، تولد بچه ها و تغییر منزل ممکن است باعث اختلال و دگرگونی دستگاه بدن ما شود. فشارخون، افسردگی عصبی، مرض قند، زخم معده و روده و نازایی ، زائیده استرس هستند. یک خبر خوش همان تأثیر مخرب را در دستگاه بدن قرار دارد که یک خبر مصیبت بار می تواند داشته باشد. گاه کمبود بعضی از مواد معدنی مانند کلسیم و منیزیم باعث دگرگونی می گردد. «آنچه مهم است حادثه ای نیست که بر سر شما می آید، مهم این است که شما این حادثه را چطور تلقی می کنید.»

آنچه که مسلم است درمان این دسته از بیماری ها با تجویز دارو میسر نیست، بلکه باید در بهبود بخشیدن و سلامت مرکز اصلی آن یعنی هیپوتالاموس کوشید و برای بهبود بخشیدن بدان مرکز، نیز مشورت دقیق و روشن با روانشناسان و پزشکان متخصص لازم است.

تعلیم و پرورش صحیح مراکز مغزی بسیار ارزنده تر از درمان بعدی است. یعنی راه اصلی مبارزه با بروز و پیشرفت بیماری های پسیکوسوماتیک تربیت صحیح روانی افراد است که با آگاهی کامل به اصول روانشناسی و قبول فلسفه واقعی زندگی مشکلات آن را کوچک شمرند و خود با انگشت پر هنر و آموزش دیده به گشودن آن مشکل پردازند و نگذارند وجود آن مشکل سبب تحریک مراکز مغزی و واژگونی روانی شود.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: