چند نکته ی مهم در خصوص روابط و احساس خشنودی و ناخشنودی

  1. درتعریف هر رابطه ای باید بدانید که در دسته ای از آنها شما تعیین کننده هستید که خشنودی یا ناخشنودی بتواند از شما آدم خوشحالی بسازد یا نه. ارتباط با وقایع و اجسام و ابزار و مناسبتها از این دسته اند. این موجودات فیزیکی و غیر فیزیکی از توانایی قابل توجهی برخوردار نیستند که شما را برنجانند یا خوشحال کنند. آنها از قوانین خاص خودشان پیروی میکنند که شما به میزان کم در آنها دخالت دارید، شاید فقط توجه و دقت شما در مراقبت یا تعمیرات برخی از آنها را بتوان جزو اختیارات شما دانست، به عنوان مثال از اختیار من و شما خارج هست که مشخص کنیم امروز عصر وضعیت هوا چگونه باشد بارانی یا آفتابی، ولی بسته به اینکه توانسته یک قرار ما را خراب کند یا نه برعکس لذت بخش تر کند ما از آن خشنود یا ناخشنود میشویم. در این دسته از روابط شما مدیرید و شما می توانید خشنودی یا ناخشنودی خود را کنترل کنید.
  2. در سطحی بالاتر گاها بازخوردی که از انسان، سیستم، حیوان یا گیاه مقابل دریافت میکنید رابطه را پیچیده تر میکند و چون سَمتِ مقابل هم برداشت خشنودی و ناخشنودی از رابطه با شما را در قالب تعیین شده توسط خودش دارد، بنابراین کنترل رابطه زیاد در اختیار شما نخواهد بود اما کماکان خشنودی یا ناخشنودی شما در اختیار شما ست و این به رعایت مسایلی نیازمند است که در فصل های بعدی بخصوص فصل روابط و ارتباطات به آن به ریز خواهیم پرداخت.
  3. آیا اساساً ناخشنودی از رابطه بیرونی یا درونی بد است؟ در جواب باید گفت اصلا و ابدا نمیتوان گفت خوب است یا بد. دقیقا مثل دردی است که از بدن خود احساس میکنید به شما میفهماند بدن شما در معرض یک خطر یا آسیب است که باید به آن توجه کنید. ناخشنودی از یک رابطه نیز به شما اعلام میکند که این رابطه نیاز به توجه، ترمیم، برطرف کردن عامل ناخشنودی، تعویض یا اتمام رابطه و جایگزینی دارد. اگر فردی در انواع روابط خود سیگنال دریافت نکند و آنها را ارزیابی نکند و حسی از خوشایندی یا ناخوشایندی بروز ندهد اصولا میتوان گفت در رابطه به سر نمی برد و رابطه برای او اهمیت خود را از دست داده است.
و اما نکته آخر و مهم، هیچ استانداردِ واحد و قابل دسترسِ مدونی برای اینکه بتوان بر اساس آن اشاره کرد یک رابطه در وضعیت خشنودی یا ناخشنودی است موجود نمی باشد و اصلا امکان پذیر نیست چرا که ممکن است شرایط یک رابطه بیرونی) این رابطه نسبت به رابطه درونی قابل سنجش و اندازه گیری می باشد) صرف نظر از اینکه با چه چیزی یا کسی است برای دو شخص مختلف کاملا یکسان باشد ولی در یک زمان و شرایط مشخص برای یکی کماکان باعث خشنودی و برای دیگر نا خشنودی ایجاد کند. یک ناظر سوم هیچ وقت نمیتواند تفاوت این دو نتیجه را در رابطه یا فرد و شی مقابل جستجو کند و متوجه علت شود. در روابط انسانی دو سویه هم که شرایط رابطه متقابل کاملا یکسان و مشابه هست (مثلا پدر با پسر) گاها یک سمت در خشنودی به سر می برد (مثلا پدر) اما سمت مقابل (مثلا پسر( ناخشنود است
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: