نیاز بعد روح ،جسم و ذهن به انرژی جهت تغذیه

هر سه بعد روح، جسم و ذهن برای تغذیه خود به انرژی های مناسب خود احتیاج دارند. روح از انرژی متعالی تری بهره مند می شود که خب در بحث ما صحبت از آن جایگاهی ندارد. جسم از غذا و آب و خواب و سکس و تفریح برای رشد و بقا استفاده میکند، در مورد ذهن نیز به همین منوال، انرژیهای هستند که آن را تغذیه میکنند.

ذهن انسان، هم پای تکاملِ جسم انسان، با عبور از دهها هزار سال، تکامل پیدا کرده است و به این حالت پیشرفته و هوشمند کنونی رسیده است.

متخصصان این حوزه، روانکاوان، روانشناسان، مشاورین علوم رفتاری و گفتاری و... میباشند که در این مورد صاحب نظر هستند و تمام تلاش های آنها در جهت کمک به کسانی می باشد که در این بعد خود دچار اختلال، به هم ریختگی و ناهماهنگی شدهاند. متخصصان این حوزه به تاثیر بُعد ذهن بر جسم کاملا واقف هستند اما متاسفانه متخصصان حوزه جسم، کمتر به دنبال ریشهیابی عوارض پدید آمده در جسم و بدن در ذهن هستند و بیشتر به دنبال ریشه یابی عوامل موثر در دنیای بیرون میباشند که خب بعد بررسی خواهیم کرد که با توجه به تاثیرپذیری شدید بدن از ذهن ریشه خیلی از مسایل بدنی در ذهن انسان نهفته است. علم پزشکی شاید به غلط محل استقرار ذهن در بدن را مغز انسان می داند، دانشمندان علوم جدید به این نتیجه رسیده اند که بیشتر اعمال ذهن در مغز تجزیه و تحلیل میگردد ولی همه بدن انسان جایگاه ذهن است و شاید بتوان گفت مغز واحد سخت افزاری ذهن برای کنترل و هدایت سایر اندام می باشد و فرآیند پردازش اطلاعات ورودی از طریق حواس پنجگانه و انتقال آن به ذهن در مغز انجام میشود.

تا اینجای کار توضیحی از سه بُعد مثلث وجودی انسان دادیم برای بیشتر روشنتر شدن مساله لطفا به مثال زیر توجه کنید :

یک کالسکه را تصور کنید که به کمک اسب یا اسب هایی جابجا می شود. فردی به نام کالسکه ران در قسمت جلو و بالای کالسکه وظیفه هدایت این اسبها و درنتیجه کالسکه را به عهده دارد. مسافری که طبیعتا از یک قدرت مالی یا موقعیتی خاصی برخوردار است و ارباب میباشد درون این کالسکه سوار است. این مجموعه کاملاً مشابه وجود انسانِ مورد مطالعه ما می باشد. کالسکه و اسب چهارچوب فیزیکی هستند که در حکم بدن و جسم هستند، کالسکه ران مانند ذهن، مسافر یا ارباب سوار بر کالسکه همان روحِ حاکم بر بدن و ذهن میباشد.

اگر بیشتر دقت کنید متوجه اختلاف ضخامت ضلعهای بین هر دو راس خواهید شد. خط یا ضلع ارتباطی روح با جسم نازکترین میباشد. ضلع ارتباطی بین ذهن و جسم مقداری ضخیمتر و نهایتا ضلع ارتباطی بین روح و ذهن کلفت ترین و محکمترین ارتباط است.

مسافرِ سوار بر کالسکه کمترین و ضعیفترین ارتباط و کنترل را بر کالسکه و اسب دارد و قادر به هدایت و کنترل کالسکه نمیباشد. تنها اختیار و قدرت او نسبت به کالسکه در حد سوار شدن و پیاده شدن از کالسکه است. اما از طرف دیگر قویترین ارتباط را با کالسکه ران داشته و بر او کنترل دارد چرا که ارباب کالسکه ران می باشد و او را به خدمت گرفته است) .قاعدتاً باید اینگونه باشد مگر اینکه توسط کالسکه ران دزدیده شده باشد که دقیقاً این مورد را بعداً توضیح خواهم داد) آخرین ارتباط، بین کالسکه ران با کالسکه است که کاملا یکسویه و مقتدرانه است و کالسکه ران هدایت مجموعه کالسکه و اسبها را برعهده دارد و برای اینکار آموزش دیده است تا بتوانند ارباب یا مسافر را که در خدمت او است به مقاصدش برساند.

در وجود انسان نیز یک چنین نظامی برقرار است جسم و ذهن وظیفه دارند که در یک هماهنگی، با مدیریت ذهن در خدمت روح و اهداف او باشند تا بتوانند روح را در رسیدن به مقاصدی که برایش در بعد متعالی برنامه ریزی شده است یاری کنند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: