چه ارتباطی بین بعد جسمی و ذهنی انسان وجود دارد؟

جسم کاملا در قید و کنترل ذهن میباشد. از آن تاثیر میپذیرد و به همان سمتی میرود که ذهن برای آن مشخص میکند حتی اگر برای کل مجموعه خطرناک و مهلک باشد باز اختیاری از خود ندارد.

اگر هدف و ماموریت مجموعه کالسکه ران و کالسکه را حمل و جابجایی ارباب ) مسافر کالسکه ( به سمت مقصد مورد نظر بدانیم هرگونه پیاده شدن و انصراف یا خروج ارباب از کالسکه چه در مقصد و چه در طی مسیر و عدم بازگشت مجدد او به کالسکه در حکم پایان ماموریت یا نیمه تمام ماندن ماموریت یا لغو ماموریت میباشد، دقیقا در مورد انسان نیز پدیده مرگ و خروج روح از این مجموعه سه گانه )چه به وقتش یا چه بی وقت ( به مرگ طبیعی، که بر اثر استهلاک جسم صورت میگیرد و یا بر اثر حادثه، تصادف، بیماری، خودکشی، قتل و جنایت، حمله حیوانات، ترس بیش از حد و یا هزاران عوامل دیگر صورت میگیرد.

به هنگام وقوع مرگ ضعیف ترین ارتباط که بین روح و جسم برقرار بود (نازکترین ضلع مثلث) قطع میشود و روح جسم را ترک میکند. به محض این اتفاق مثلث ما از شکل خود خارج و به یک پاره خط که از دو پاره خط در امتداد هم (ضلع ذهن با جسم و ضلع ذهن با روح( می باشد تبدیل میشود.

در هنگام آغاز پدیدۀ مرگ، مثلث وجودی انسان در می آید ذهن در یک ارتباط دو سویه قرار میگیرد که از دو طرف کشش و تمایل برای قطع و جدایی وجود دارد. بعد از اینکه ارتباط روح با جسم به هر علتی قطع شد هر کدام به سمت عالم خود که با آن هم فرکانس هستند متمایل میشوند و حرکت میکنند. روح که از جنس انرژی متعالی است به بالا کشیده میشود و جسم به سمت زمین و خاک که با آن همفرکانس میباشد حرکت میکند) بالنی را تصور کنید که اتصال سبد با بالن قطع شود، سبد به زمین سقوط میکند و بالن بالا میرود (اگر ذهن این وسط نتواند مجددا این مجموعه را راضی به تعادل و درکنار هم قرار گرفتن و تشکیل مثلث کند تا مجددا ارتباط بین روح و ذهن برقرار شود ناچار ارتباط ذهن با جسم نیز که ضعیف تر میباشد گسیخته شده و فرآیند مرگ کامل میشود و آثار حیات از جسم کاملا محو شده و فرآیند نابودی و تجزیه جسم جهت بازگشت به منبع اولیه که همان زمین و خاک میباشد آغاز میشود. ذهن میماند و روح که دو اتفاق ممکن است بیفتد. با اینکه اصلا از این به بَعدِ داستان، موضوع بحث ما نیست

سعی میکنم فقط به آن اشارهای بکنم تا حدودی مساله برای خواننده روشن شود. اگر ارتباط بین ذهن و روح نیز از بین برود که طبیعتا روح بعنوان یک انرژی عالی و برتر، با کوله باری از تجربه هایی که در این مدت، از همراهی با جسم و ذهن اندوخته است، که شامل خاطرات و تجربیات زمینی میباشد، به سمت منبع خود کشیده خواهدشد و ذهن باقیمانده تنها بصورت انبوهی از اطلاعات و کوانتوم های سرگردان و بی هویت و بی اراده در طبیعت بیکران رها خواهدگردید. اگر هم ارتباط بین روح و ذهن از بین نرود و چسبندگی بین روح و ذهن وجود داشته باشد ذهن امکان عروج را از روح خواهدگرفت و این دو مجموعه بی هدف و سرگردان در بعد غیر فیزیکی با هم، سیر خواهندکرد تا اینکه ذهن که دیگر قادر به تغذیه خود از طریق جسم نیست انرژی خود را از دست داده و روح را رها کند تا مانند بادکنک هلیومی که بند آن پاره شده است به سمت منبع خود گسیل شود

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: