مفاهیم ذهن ناخودآگاه انسان

ذهن ناخودآگاه انسان بخش وسیعی از ساختار ذهن را تشکیل میدهد که از دو بخش ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی تشکیل میشود. ناخودآگاه فردی هر انسان خاص هر شخص است که عبارت است از بخشی از ذهن که اولاً نسبت به آن و محتویاتش و رفتارش و نحوه عملش خود فرد و منِ ذهنی در حالت آگاهی به سر نمیبرد. علم روانشناسی از علائم و مطالعات وسیع، متوجه این بخش از روان ذهنی انسان شده است. برای درک این مساله داستان معروف و در عین حال واقعی "یافتم" ارشمیدس را یادآوری میکنم، ارشمیدس مدتها بر روی یک مساله مهم و حل نشده متمرکز شده بود و هر چه فکر میکرد نمیتوانست آن را حل کند تا اینکه ناامید میشود و روزی در حمام ناگهان راه حل به ذهن او خطور میکند و فریاد میزند یافتم. در اتفاق مشابهی دانشمند معروف "ککوله" یکی از فرمولهای معروف شیمی مربوط به مادۀ بَنزَن که تا آن زمان غیر معمول بود را در یک خواب بعد از ناهار متوجه شد. البته برای همۀ ما هم در حد مسائل کوچک زندگی این تجربه بارها رخ داده است که دقیقاً زمانی که به مشکل یا مسالهای نمی اندیشیم) در حالیکه قبلاً روی آن وقت گذاشتیم و تمرکز کردیم ولی نه به یادمان آمده و نه حل شده است (ناگهان جواب در ذهن خودآگاهمان جرقه میزند و ما را شگفت زده میکند.

خب جریان چیست ؟ در حقیقت زمانی که ما چیزی را با اختیار از منِ ذهنی خود کنار میگذاریم و دیگر به آن فکر نمیکنیم آن مساله و موضوع به بخش ناخودآگاه ذهن ما وارد می شود و بصورت یک نرم افزاری که در پشت صحنه همچنان اجرا میشود عمل میکند و ذهن ناخودآگاه کماکان با آن کلنجار میرود و با استفاده از تمام داشته های خود سعی در حل آن میکند، اگر حل نشد که کماکان بصورت یک موضوع در حال اجرا باقی میماند تا کم انرژی شده و محو شود اگر هم موفق به یافتن پاسخ شد که آن را در اختیار منِ ذهنی قرار می دهد. ذهن ناخودآگاه از ساختار عظیم و پیچیده تری نسبت به منِ ذهنی برخوردار است اما اختیارات منِ ذهنی را ندارد و تحت سانسور و فیلتر منِ ذهنی نسبت به دریافتهای بیرونی و یا بر عکس انتقال دریافت های درونی به سطح خودآگاه قرار دارد .این منِ ذهنی است که بر اساس فیلترهای خود دسترسی ذهن ناخودآگاه به دریافتهای حواس پنجگانه را کنترل میکند و همچنین سیگنالهای درونی که از سطح ناخودآگاه ذهن به سمت بالا می آید تا در اختیار خودآگاه ذهن قرار بگیرد را بر اساس فیلترهای خود سانسور میکند و نمیگذارد یا متوجه آنها بشوید و یا اگر شدید به آنها اهمیت بدهید مثل یکسری دریافت های درونی که به ذهن شما میرسد اما منِ ذهنی در عرض چند ثانیه شما را مجاب میکند که به آن اهمیتی ندهید و بعد می بینید که چطور با بی توجهیِ خود به الهامی که به شما شده بود از یک توفیق بزرگ محروم شده اید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: