اشکال مختلف روابط بین من ذهنی و خود واقعی

هر انسان در جامعه یا یک منِ ذهنی است یا یک خودِ واقعی، در یک ارتباط دو سویۀ ساده، چهار حالت رابطه مطابق با شکل زیر بین این دو نوع انسان تشکیل می شود

    • اگر دو طرف رابطه یک منِ ذهنی باشند یک رابطه از نوع(منِ ذهنی- منِ ذهنی) تشکیل میشود در جامعه ذهن زده کنونیِ ما و خیلی از جوامع دیگر که کمتر کسی متوجه منِ ذهنی زیاده خواه است شاید به جرات بتوان گفت بالای هشتاد درصد روابط (با فرض ده درصدوفاداری در این نوع رابطه ها بی معنی است و افراد دخیل در این رابطه نه خود فردِ مقابل در رابطه که منفعت منفعت شخصی برایشان اهمیت دارد. این روابط زود به بن بست میرسند و در هر سطحی از منفعت چه مالی، اقتصادی و چه عاطفی کمکم علائم خطر و شکست از آن قابل مشاهده میشود. این دسته از روابط اگر هم بخواهد به پایان برسند با تلخی و خاطرات بد تمام میشوند و اکثرا در این نوع روابط یک طرف قربانی و طعمه و سمت دیگر غالب و شکارچی است. این روابط هم افزایی به سوی بدی و سقوط دارد تا رشد و کمال، چون عنصر آگاهی در دو طرف غایب بزرگی است و هر دو سو با اتکا به جهل، تیشه به ریشۀ رابطه زده و آن را نابود میکنند و شخصیت های خود را آسیب میزنند.اما دستۀ آخر، از زیباترین و نایاب ترین رابطه های ممکن است که بین دو خود واقعی (خود واقعی - خود واقعی) شکل میگیرد، در جامعه مورد فرض ما کمتر از یک درصد روابط از این نوع می باشند.
    • دو خود واقعی موجود در این رابطه با دو آگاهی محض باعث هم افزایی این آگاهی، زیبایی و تفاهم میشوند. موضوعات مورد بحث بین این دو از یک دنیای واحد بر می خیزد آگاهی را ستایش میکنند و به رشد آن کمک میکنند در اختلافات احتمالی بینشان زود به تفاهم میرسند از وجود و رفتار و گفتارِ هم لذت می برند خطاهایِ هم را به همدیگر نشان داده و با روی گشاده از انتقاد به هم استقبال میکنند. این رابطه همان رابطه ایده آل و آرمانی است که تمام ادیان و مکاتب به دنبال آن بودند و هستند و در آرمان شهر رویایی، همه افراد در چنین رابطه ای به سر میبرند. این نوع رابطه انرژی بخش میباشد و مورد حَسَد منِ های ذهنی قرار میگیرد و چه زیباست که در رابطه های عاطفی و دوستانه بخصوص زناشویی چنین حالتی ایجاد شود تا طرفین از تمام پتانسیل موجود برای رشد، لذت و کمال استفاده کنند.
    • اگر یکی از طرفین منِ ذهنی باشد و طرف دیگر خود واقعی رابطه (منِ ذهنی - خودِ واقعی) تشکیل میشود چون کاملا مشابه میباشند دور آن ها یک خط کشیده شده است. در جامعه مورد فرض (با فرض ده درصدآگاهی) حدود 19 درصد روابط از این نوع هستند. در این روابط که از سطح بالاتری نسبت به نوع یک برخوردار است وجود عنصر آگاهی در یک سو باعث میشود که هم افزایی حالت اول جای خود را به رابطه ای بدهد که رفتارهای جاهلانه یک سمت در آگاهی سمت مقابل جذب شود، امید است که ادب و سکوت و وقار و آگاهی سمت خودآگاه نهایتاً یک جایی سمتِ منِ ذهنی را متوجه زیاده خواهی و رفتارهای زشت خود بکند و خودِ واقعی را درون آن شکوفا کند البته یک احتمال هم این است که سمت خودِ واقعی دچار مشکل شده و بر اثر آشفتگی اختیار منِ ذهنیش که دائم به او فشار میآورد که تلافی کند را از دستش خارج و رابطه را به سطح رابطۀ نوع یک تنزل دهد. این نوع رابطه با این شرایط) منِ ذهنی - خودِ واقعی (خیلی ادامه نمییابد چون برای سمت خودآگاه بسیار انرژی بر و فرساینده خواهد بود و چاره ای ندارد جز این که یا به سطح یک تنزل یابد و یا به سطح بالاتر رشد کند.
    • آگاهی در آن جامعه) از این نوع تشکیل میشوند. ارتباطاتی کاملا مبتنی بر نیاز با رفتارهای کلیشهای روبات گونه و ساختگی و تکراری و عاری از خلاقیت که هیچ آگاهی بر آن رفتارها حاکم نیست، گذشت و
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: