اصولا در یک رابطه از نوع منِ ذهنی – خودِ واقعی، سمت خودِ واقعی دست بازتری برای کنترل رابطه در اختیار دارد که به دلیل آگاهیش میباشد. اصولا در یک رابطه که هر دو طرف منِ ذهنی میباشند در صورت وقوع چالش یا سوءتفاهم، یک هم افزایی تخریبی در قالب کشمکش و مجادله کلامی یا فیزیکی که سرانجام آن کاملا مشخص است صورت میگیرد اما در رابطه منِ ذهنی – خودِ واقعی سمت خودِ واقعی تا زمانی که بتواند بر کنترل خود بر منِ ذهنی مسلط باشد میتواند با صبر و هنر خود این هم افزایی را خنثی و رفتار مجادلانه منِ ذهنیِ سمت مقابل را میرا و خاموش کند. یکی از بهترین تکنیک ها در این زمینه تکنیک نقاب برداری می باشد در این تکنیک فرد سمت خودِ واقعی به جای تغذیه انرژی منِ ذهنی مقابل میتواند با به خاطر آوردن وضعیت کنونی او به او، او را نسبت به وضعیت خود آگاه و منِ ذهنیش را رو درروی خودِ واقعیش قرار دهد)گیج نشوید با مثالی که میزنم کاملا متوجه خواهید شد) فرض کنید سر کار تو اتاقتان نشسته اید که ناگهان رییس شما با توپ و تشر وارد میشود و با بهانه قرار دادن یک کمکاری یا مساله، قصد جدال لفظی با شما را دارد.

دقت کنید وقتی کسی اینگونه به سمت شما می آید شما دقیقا نمی دانید تا قبل از ورود او به سمتِ شما چه بر سر او گذشته است و چه اتفاقی افتاده است احتمالا در یک جدال ذهنی در جای دیگر مثل دفتر مافوق خودش یا در منزل یا در مسیر، نمی دانیم هر جایی ممکن است باشد، انرژی خود را به یک منِ ذهنی قویتر باخته است و شما اولین و مناسب ترین طعم های هستید که او پیدا کرده است و میتواند از شما انرژی از دست داده خود را به زور گرفته و جایگزین کند و منِ ذهنی خود را ارضا کند. اگر منِ ذهنی باشید در هر وضعیتی که نسبت به آن فرد باشید وارد بازی شده و از دو حالت خارج نیست یا به او انرژی میدهید و از این پیروزی سرمست و راضیش میکنید و یا قویتر از او عمل کرده و باقیمانده انرژی او را نیز دریافت کرده و ضربه نهایی را به منِ ذهنی کلافه و شکست خورده او وارد می کنید و البته کلک زندگی کاری خود را هم حتما کنده اید. اما وقتی خودِ واقعی باشید و طرف هم رییس عصبانی باشد با یک لبخند بر چهره به او خواهید گفت:         " فلانی چرا آنقدر عصبانی هستید آیا مشکلی پیش آمده، عصبانیت برای شما خوب نیست، چشم، اجازه دهید تا بیشتر بررسی کنم و مشکل را برطرف کنم" این جمله یا هر جمله ای شبیه این که مناسب مشکل بوجود آمده باشد آب سردی است بر یک منِ ذهنی برافروخته که نقابش را از صورتش شسته و میبرد

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: