قدرت دستمزد کارگران و مستمری بازنشستگان در طول سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته است  به گونه‌ای که کارگران و بازنشستگان با دریافتی خود قادر به تامین حتی یک سوم از هزینه‌های حداقلی زندگی نیستند. در چنین شرایطی آن «اطمینان به آینده» که  زمانی شاغلان در ارتباط با زمان بازنشستگی خود داشتند، از بین رفته است زیرا حقوق بازنشستگی دیگر به کار نمی‌‌آید!

علی یارمحمدی (فعال کارگری و نماینده کارگران ساختمانی لرستان) در این رابطه می‌گوید: اگر شخصی در سال ۱۳۶۹ شروع به کار کرده و مطابق قانون کار پس از ۳۰ سال در سال ۱۳۹۹ بازنشسته شده باشد، در این مدت مطابق قانون کار اجباراً می‌بایست حق بیمه بازنشستگی خود ( هفت تا ده درصد مستقیم توسط کارگر و بیست تا بیست و سه درصد توسط کارفرما یعنی مجموعا سی درصد حقوق کارگر ) را به یکی از سازمان‌های بیمه‌گر (در اینجا تامین اجتماعی) داده باشد.  اگر این اجبار وجود نداشت و او شخصاً به فکر روز ناتوانی خود بود و در این سال‌ها حق بیمه را به جای پرداخت به تامین اجتماعی، سکه طلا می‌خرید و آنها را زیر بالش خود قایم می‌کرد، اکنون در هنگام بازنشستگی صاحب ۳۷۰ عدد سکه طلا به ارزش روز ۴/۸ میلیارد تومان بود.

او ادامه می‌دهد: در حالت پرداخت حق بیمه، در هنگام بازنشستگی مقرری ماهانه او بین ۳ تا ۵ میلیون است. اما در حالت خرید سکه ضمن خدمت، فروش آنها در روز بازنشستگی به قیمت ۴/۸ میلیارد تومان و سپرده‌گذاری پول در بانک با سود تضمینی ۱۸ درصد، ماهانه ۷۱ میلیون تومان سود عایدش می‌کند!

یارمحمدی نتیجه می‌گیرد: نوشتن قانون برای اجباری کردن تامین اجتماعی، با نیت خوب و جهت بهتر کردن وضع زندگی نیروی کار و سالخوردگان انجام شده ولی خروجی آن (باتوجه به عدم توازن بین تورم اقتصادی با حداقل میزان دستمزد کارگر در شورای عالی کار) در نهایت، لشکری میلیونی از سالخوردگان شدیداً محتاج به مقرری ماهیانه بوده است و نیروی کار در، چه در  زمان اشتغال و چه بعد از آن، دیگر رفاه و عدالت اجتماعی را تجربه نخواهد نمود.

 

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۱۲۴ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: