آیا تا به حال ذهن تان با یک فکر خاصی مشغول شده، یا رشته ای از افکار، که مدام تکرار و….تکرار و…. تکرار می شوند؟

فرآیند مدام فکر کردن درباره ی یک معضل خاص، که اغلب غم انگیز و ناراحت کننده است را نشخوار ذهنی می گویند.

عادت به نشخوار فکری می تواند برای سلامت روان مضر باشد، زیرا نشخوار ذهنی می تواند افسردگی را شدیدتر کرده و به آن تداوم بخشد.

همچنین با نشخوار ذهنی وسواسی توانایی فکر کردن و پردازش احساسات تان هم دچار اختلال می شوند. این عادت ممکن است باعث شود حس کنید از دیگران جدا افتاده اید، و در واقعیت، دیگران را از خود برانید.

در ادامه به نحوه ی درمان نشخوار ذهنی و دلایل آن خواهیم پرداخت.

چرا نشخوار فکری می کنیم؟

عده ای استرس بیشتری در زندگی خود دارند که به آن اشتغال فکری پیدا می کنند. عده دیگری دچار مشکلات شناختی هستند و مشکلات آنها را بیشتر از دیگران تحت تاثیر قرار می دهند.

زنان بیشتر از مردان دچار این حالت هستند، چرا؟ تا حدی بدین دلیل که زنان بیشتر از مردان به روابط خود اهمیت می دهند.

چطور نشخوار فکری را کاهش دهیم؟

به فعالیت هایی اشتغال پیدا کنید که موجب پرورش افکار مثبت در شما می شوند:

باید در کاری شرکت کنید که ذهن شما را با افکار مثبت پر کند و دیگر جایی برای افکار منفی باقی نگذارد. این می تواند از هر کار محبوبی از فعالیت های فیزیکی تا عادت به مدیتیشن و دعا باشد. هدف این است که ذهن خود را به قدری با چیزهای مثبت پر کنید که دیگر زمانی برای فکر کردن به افکار منفی باقی نماند.

ذهن آگاهی را تمرین کنید:

باید از افکار خود آگاه شوید. عده ای حتی از وجود الگوی افکار منفی آگاهی ندارند و آن را طبیعی تلقی می کنند. آگاهی نسبت به این شیوه فکر کردن و تغییر آن با الگوی مثبت به کنترل افکار و خلق و خو کمک می کند.

بهترین کار آن است که به محض آگاهی از گیر کردن در چرخه افکار منفی، سریع جریان فکری خود را تغییر دهید و به سمت مثبت اندیشی تغییر موضع دهید. مطالعه یک کتاب می تواند به تغییر روند فکری کمک کند.

حل مسئله کنید:

کسانی که نشخوار فکری می کنند، نه تنها یک موقعیت را بارها در ذهن خود تکرار می کنند، بلکه بر سوالات بی اهمیت تاکید دارند، چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا نمی توانم از پس این موقعیت برآیم؟

حتی اگر به فکر حل مشکل بیافتند، به این نتیجه می رسند که «نمی شود کاری برای این کرد.»

در عوض، به فکر یک راه عملی برای حل مشکل باشید. برای مثال، اگر از یکی از همکاران خود در محل کار ناراضی هستید، با یکی از دوستانتان در این مورد مشورت کنید و به یک راه حل واقعی برسید.

افکار خود را به تاخیر بیاندازید:

هر زمان که متوجه گیر کردن در چرخه نشخوار فکری شدید، به خودتان بگویید برای فکر کردن وقت ندارید و زمان دیگری به این موضوع فکر می کنید. سپس، خود را سرگرم کار دیگری بکنید. با به تاخیر انداختن فکر کردن به موضوعات منفی می تواند چرخه تکرار آنها در ذهنتان را شکست دهید.

بنویسید یا به فرد قابل اعتمادی بگویید:

چیزی شما را آزار می دهد و از فکر کردن به آن خلاصی ندارید. افکار تا زمانی که در ذهنتان هستند انتها ندارند. بال و پر می گیرند و به هر جایی می خواهند می روند. مشکل را بزرگ تر از آنچه واقعا هست نشان می دهند و حتی فاجعه انگاری می کنند. افکار ذهنی حتی تا جایی پیش می روند که بدترین سناریو را در ذهن شما رقم می زنند که هنوز به وقوع نپیوسته است. نوشتن افکارتان باعث می شود که عینی شوند و بتوانید حجم مشکل را ببینید. نوشتن افکارتان روی کاغذ به شما نشان می دهد مشکل تا آن حد که فکر می کردید بزرگ نیست و می توانید راه حلی برای آن پیدا کنید. به علاوه، نوشتن یا حرف زدن با یک نفر باعث تخلیه روانی می شود و به احتمال زیاد از نشخوار فکری در این مورد خلاص می شوید.

از مشاور کمک بگیرید:

اگر روش های فوق کمکی به غلبه بر افکار منفی در شما نکرده است و هجوم این افکار آزاردهنده شده اند، از یک مشاور کمک بگیرید. تلفیق روش های علمی می توانند به شما در رسیدن به آرامش ذهنی کمک کنند.

 

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: