وقتی فرزندتان به دنیا آمد، دفترچه راهنمایی با خود نداشت. حتی کامل ترین راهنمای فرزندپروری هم نمی تواند به تمام احتمالات بی پایانی که ممکن است با آن رو به رو شوید، بپردازد. وقتی اولین بار فرزندتان را در آغوش گرفتید، در آسمان هفتم بودید و آرزوها و رویاهای زیادی برای آینده خود به عنوان یک خانواده داشتید.

اما زندگی به ندرت آن طور که می خواهیم پیش می رود. فشارهای زندگی بیشتر می شود، بیماری، از دست دادن کار و مشکلات مالی، مرگ، طلاق و هزاران اتفاق دیگر می توانند روی خلق و خوی شما تاثیر بگذارند. حتی وقایع روزمره می تواند منبعی برای ترس، اضطراب یا خشم باشند. فکر تنفر از فرزند می تواند محصول این احساسات باشد. اگر حتی عمیق تر فکر کنید، متوجه می شوید که در واقع از فرزند خود متنفر نیستید بلکه این رفتار یا وضعیت فعلی خانواده است که آن را دوست ندارید. پس، باید بفهمید چه موقعیت یا احساسی باعث ایجاد احساس بد در شما نسبت به فرزندتان می شود. سعی کنید از این موقعیت اجتناب کنید. برای مثال، آرزو دریافت هر بار که از برنامه های کاریش عقب می افتد احساس بدخلقی و عصبانیت می کند. این باعث می شود که رفع نیازهای فرزندش مانند بردن او به مدرسه، در نظر آرزو به نوعی مانع برای انجام کارهایش و در نتیجه احساس نفرت از فرزندش تبدیل شود. آرزو با یک برنامه ریزی بهتر توانست مدیریت بهتری روی کارهای شخصیش داشته باشد و در نتیجه احساسش نسبت به وجود فرزندش بهتر شد.

دلایل تنفر از فرزند

تنفر از فرزند به دلایل مختلف و پیچیده ای می تواند رخ دهد. گاهی والدین مشکلات درونی یا مسائل حل نشده ارتباطی با فرزند خود یا دیگران دارند که آن به صورت تنفر حس می کنند. برخی از مسائل و علل زیربنایی تنفر از منظر روانشناسی کودک شامل موارد زیر است.

1- تعارض درونی والدین

خیلی اوقات تعارض های درونی حل نشده والدین بدون اینکه فرد از آن آگاه باشد منجر به واکنش هایی مثل بیزاری از فرزند می شود. تعارض ها و مسائل حل نشده فرد می تواند منجر شود فرد احساس منفی نسبت به خود پیدا کند و در مورد فردی که ارتباط نزدیک داشته و وابستگی به او دارد ناخودآگاه احساس تنفر پیدا کند.

2- تعارضات، کشمکش و ناکامی در ارتباط با کودک

ارتباط والد با کودک می تواند با چالش های زیادی مواجه شود. برخی مواقع کودکان خلق دشوارتری دارند و حساس ترند، در حالی که ممکن است رفتارهای کودک به دلیل یک بیماری یا اختلال مثل بیش فعالی یا اوتیسم باشد. در این وضعیت والدین روش تربیتی سختگیرتری اتخاذ کرده و متقابلا با مقاومت و لجبازی بیشتر کودک مواجه می شود. در کل اینگونه الگوی ارتباطی به تدریج باعث مشکل ارتباطی و به نوعی افزایش حس منفی بین والد و کودک می شود.

گاهی مشکلات رفتاری فرزندان یا ناسازگاری او می تواند باعث آشفتگی و کاهش تحمل پدر و مادر شود. در این موارد عموما والدین از کنترل و بهبود رفتارهای کودک عاجز می شود و گاها تلاش های والدین در کنترل فرزند که توام با خشم و هیجان شدید است، با شکست مواجه می شود. این احساس ناکامی می تواند در ارتباط با فرزند خشم بیشتری برای والد ایجاد کند. به تدریج خشم پنهان شدت یافته با احساس ناکامی، ممکن است تبدیل به ایجاد احساس تنفر از فرزند شود.

3- پذیرفتن بیش از حد مسئولیت

گاهی والدین به دلایل مختلف همه مسئولیت های کودک را به دوش می کشند. والدینی که در مورد تحول کودک خود نگرانی بیش از حد دارند و یا به طور ناخودآگاه تمایل دارند والد کامل و بی نقصی باشند، بیشتر اوقات خیلی از مسئولیت ها را از کودکان خود می گیرند. با وجود این، احساس تحمل بیش از حد و فشار روانی که فرد تحمل می کند، می تواند باعث شود این حس منفی به سوی کودک بازگردانده شود و به نوعی احساس بیزاری ایجاد گردد. والدین با آگاهی از روش های ایجاد مسئولیت پذیری کودکان می توانند از ایجاد چنین چرخه معیوبی جلوگیری کنند.

4- تجربه آسیب های پیشین

برخی مواقع، آسیب های پیشینی که فرد تجربه کرده است، به طور ناخودآگاه می تواند بر احساسش نسبت به کودک خود تاثیر بگذارد. مشکلاتی مثل تجربیات بدرفتاری یا آزار پیش از ازدواج، یا سوء رفتار در طول زندگی، مشکلات خانوادگی یا مشکلات عاطفی در طول کودکی می تواند در زیربنای حس تنفر از فرزند موثر باشد. به علاوه استرس ها و ضربه های دوران بارداری یا زایمان بسیار مشکل که برای سلامت مادر تهدید کننده است می تواند حس منفی ناهشیاری به کودک ایجاد کند.

5- مشکلات و اختلالات روانی

گاهی اختلالات روانی که والد تجربه می کنند در احساسی که به کودک خود دارند تاثیرگذار است. گاهی تنفر از فرزند می تواند ناشی از افسردگی و یا افسردگی پس از زایمان در والد باشد. این اختلال در پدر یا مادر باعث تفکر و احساس منفی شدید نسبت به خود و دنیای اطراف می شود. این مشکلات می تواند بر کارکرد ارتباطی مادر و کودک تاثیرگذار باشد. همچنین مشکلاتی مثل اختلال دوقطبی که با نوسانات شدید خلق و رفتار همراه است و اختلالات شخصیت مثل شخصیت های مرزی که در روابط خود دچار مشکلات شدید می شوند، در شکل گیری ارتباط منفی با کودک موثر است.

6- کودکی سخت و مشکل دار

برخی والدین که در کودکی تجربیات تلخ و آسیب زا داشته اند، به خصوص در مواردی که سوء رفتار شدید، کودک آزاری یا محرومیت های عاطفی شدید را تجربه کرده اند، در بزرگسالی در ارتباط با کودک خود احساسات منفی و مشکلات رفتاری زیادی را نشان می دهند. خیلی از والدینی که در کودکی حس کرده اند مورد خشونت یا تنفر والدین قرار گرفته اند و احساس دوست داشتنی نبودن طرد شدگی کرده اند، به طور ناخودآگاه این احساس را به کودک خود انتقال می دهند.

7- کشمکش ها با همسر و تنفر از فرزند

گاهی روابط با همسر باعث ایجاد تنفر از فرزند می شود. برای مثال بعضی مواقع زنانی که مورد بدرفتاری شوهر قرار می گیرند یا احساس توجه یا محبت کافی را از او دریافت نمی کنند، ناخوداگاه خشم خود را به کودک منتقل می کنند. یک بارداری ناخواسته باعث افزایش حس منفی و انتقال تنفر به نوزاد تازه به دنیا آمده می شود. در واقع گاهی فردی که در زندگی خود تعارض فراوان دارد نوزاد جدید را نمی تواند بپذیرد.

8- مشکلات محیطی و فقر

گاهی مشکلات زندگی یا مشکلات اقتصادی در افزایش حس تنفر از فرزند اثر گذار است. در خانواده هایی که فقر زیادی وجود دارد، هر اشتباه کودک می تواند تبعات بیشتری برای خانواده داشته باشد. همچنین مشکلات اقتصادی فشار روانی و استرس زیادی برای خانواده ایجاد می کند که می تواند روابط منفی را بیشتر کند. به طورکلی مجموعه ای از این عوامل در شکل گیری والدین سمی نقش دارند.

اثرات تنفر از فرزند

تنفر از فرزند ممکن است تنها در یک برهه زمانی باشد، اما گاهی این حس تنفر ریشه عمیقی داشته و تاثیرات دراز مدت خواهد داشت. اثرات تنفر از فرزند موارد زیر را در بر می گیرد.

اثرات کوتاه مدت:

1- کناره گیری و درونگرایی کودک

2- پرخاشگر شدن با اطرافیان و همسالان

3- ایجاد ترس و اضراب مستمر

4- احساس گناه

5- مشکلات اشتها و غذا خوردن

6- مشکلات تحصیلی

اثرات دراز مدت:

1- اختلالات اضطرابی، افسردگی

2- مشکلات اعتماد به نفس و مشکل در روابط

3- افزایش احتمال رفتار مشابه با کودک خود

راهکارها مقابله با تنفر از فرزند

می توانید با روش هایی که در ادامه بیان می کنیم با حس بیزاری خود مقابله کنید و با شکل دهی یک سبک دلبستگی ایمن میان خود و فرزندتان بهداشت جسمی و روانی او را به بهترین شکل برآورده کنید.

1- رفتارها و ویژگی های سنی کودک را بشناسید و انتظارات را از کودک تعدیل کنید. توجه داشته باشید که بعضی رفتارها به مرور زمان حذف می شوند و نیازی به رفتارهای هیجانی و پرخاش نیست.

2- با بهره بردن از کمک مشاور به علل احساس تنفر خود از فرزندتان پی ببرید و در راستای کاهش آن تلاش کنید. به این نکته توجه داشته باشید که فرزند شما نیز به مانند هر انسان دیگری نیاز دارد تا از مهر و محبت مادر برخوردار شود.

3- روحیه خود را مثبت نگه دارید. برای خود برنامه های تفریحی و استراحت و فعالیت های موثر مثل ورزش داشته باشید. سعی کنید در گروه ها و یا حتی کارگاه هایی شرکت کنید که به پیوند عاطفی میان شما و فرزندتان کمک می کند.

4- مهارت های کنترل هیجان خود و مدیریت خشم و کنترل استرس را یاد بگیرید و تمرین کنید. این مسئله در زندگی زناشویی شما نیز می تواند مفید باشد.

5- مشکلات ارتباطی خود با کودک را بشناسید و به کمک کسب آگاهی از نکات تربیتی فرزندان، مشورت گرفتن، کتاب خواندن و کمک حرفه ای مهارت های فرزندپروری را در خود تقویت کنید تا خیلی از تعارض ها کاهش یابد.


 

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: